تبليغاتX
حجاب و عفت

حجاب و عفت

 

در خیابان چهره آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکن

                                           زلف خود از روسری بیرون مریز در مسیر چشم ها افسون مریز

یاد کن از آتش روز معاد جلوه ی گیسو مده در دست باد

                                             خواهرم دیگر تو کودک نیستی فاش تر گویم عروسک نیستی

خواهرم،این لباس تنگ چیست؟ پوشش چسبان و رنگارنگ چیست؟

                                              خواهرم،اینقدر تن نازی مکن با اصول شرع لج بازی مکن

خواهرم ای عاشق دین مبین یک نظر ازواج پیغمبر ببین

[ چهارشنبه 19 بهمن1390 ] [ 1:30 ] [ علی قلندری ]
این برنامه فوق العاده جالب که با فرمت جاواست تقویم سال ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۰ شمسی را همراه با تمامی

مناسبت ها ...

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
[ جمعه 14 بهمن1390 ] [ 4:10 ] [ علی قلندری ]

منطق اسلام در مورد زنان یک منطق معتدل است ، پیغمبر اکرم زنها را در جنگها شرکت می داد ولی آنها

کاری را که بیشتر متناسب با زنها بود انجام می دادندو حتی در مواقع شدت شمشیر هم بر می داشتند

چنانکه در جهاد اسلامی اگر موقع دفاع بشود , زن و مرد، همه باید شرکت بکنند و شرکت می کنند مانند

نسیبه جراحه در جنگ احد . جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی نیز بدون شرکت زنها قابل دوام نیست

در پیش نویس قانون اساسی برای زنها موقع بسیار مناسبی پیش بینی شده است .ما بیان می کنیم

که وارد شدن زن در اجتماع به معنی اینکه اجتماع محیط شهوترانی بشود نیست بلکه به این معناست

که زن و مرد دو انسانند و در انسانیت متساوی و متشابه یعنی در آنچه که به انسانیت انسان مربوط می

شود، برابر و همانند یکدیگرند ولی در عین حال مرد انسان مذکر است و زن انسان مؤنث در خود طبیعت

میان مرد و زن تفاوتهایی هست , زن چیزهایی از احساسات , عواطف , طرز تفکر , طرز برداشتها ,

توانائیها و استعدادهای بدنی دارد که مرد ندارد و مرد خصوصیاتی دارد که زن ندارد در عین حال که در

انسانیت با یکدیگر متشابه و متساوی هستند .

  این جهت را هم نباید فراموش کنیم که در متن خلقت و فطرت , مدار زن و مدار مرد تفاوتهایی دارند که

دست خلفت و دست خدا گذاشته است برای این که این دو مکمل یکدیگر باشند، چون اگر زنها در خلقت

جسمی و خلقت روحی عینا مانند مردها بودند نقص بود و اگر مردها عینا مانند زنها بودند نیز نقص بود

،این دو طوری خلق شده اند که مکمل یکدیگر هستند . تساوی حقوق زن و مرد یک مسئله است ,

تشابه حقوق زن و مرد مسئله دیگر است اینها از نظر حقوق متساویند ولی متشابه نیستند، تساوی

توجه به کمیت است ارزش کمی حقوق زن و مرد برابر با یکدیگر است ولی ارزش کمی حقوق زن بیشتر

از مرد است و باید هم به یک دلیل خاص بیشتر باشد ولی از نظر کیفی اینطور نیست وظائف کیفی این

دو در یک قسمتهایی متفاوت است ، حقوق اینها از نظر کیفیت از یک جنبه هایی متفاوت است،

مجازاتهای اینها از نظر کیفی در یک مواردی متفاوت است . یکی از افتخارات حقوق اسلامیو از ویژگیهای

جمهوری اسلامی اینست که حقوق زن و مرد را متساوی می داند ولی متشابه نمی داند .

در دنیای غرب , از قرن هفدهم به بعد , پا به پای نهضتهای علمی و فلسفی , نهضتی در زمینه مسائل

اجتماعی و به نام حقوق بشر ، صورت گرفت، که می گفت انسان بالفطره ، واجد یک سلسله حقوق و

آزادیها است . این حقوق و آزادیها را هیچ فرد یا گروه به هیچ عنوان و با هیچ نام نمی توانند از فرد یا

قومی سلب کنند و همه مردم ،در این حقوق و آزادیها با یکدیگر متساوی و برابرند . این نهضت فکری و

اجتماعی ثمرات خود را ظاهر ساخت, اولین بار در انگلستان و سپس در امریکا و بعد در فرانسه به صورت

انقلابها و تغییر نظامها و امضاء اعلامیه ها بروز و ظهور نمود و به تدریج به نقاط دیگر سرایت کرد . در قرن

نوزدهم افکار تازه ای در زمینه حقوق انسانها در مسائل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی پیدا شد و

تحولات دیگری رخ داد که منتهی به ظهور سوسیالیزم و لزوم تخصیص منافع به طبقات زحمتکش و انتقال

حکومت از طبقه سرمایه دار به مدافعان طبقه کارگر گردید . تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم , آنچه

درباره حقوق انسانها گفتگو شده و یا عملا اقدامی صورت گرفته مربوط است به حقوق ملتها در برابر

دولتها و یا حقوق طبقه کارگر و زحمتکش در برابر طبقه کارفرما و ارباب .در قرن بیستم مسأله حقوق زن

در برابرحقوق مرد مطرح شد و برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر که پس از جنگ جهانی دوم

در سال 1948 میلادی از طرف سازمان ملل متحد منتشر گشت تساوی حقوق زن و مرد صریحا اعلام

شد .در همه نهضتهای اجتماعی غرب , از قرن هفدهم تا قرن حاضر , محور اصلی دو چیز بود: آزادی و

تساوی .پیشگامان این نهضت , آزادی زن و تساوی حقوق او را با مرد مکمل و متمم نهضت حقوق بشر

دانستند و مدعی شدند که بدون تأمین آزادی زن و تساوی حقوق او با مرد سخن از آزادی و حقوق بشر

بی معنی است , و بعلاوه , همه مشکلات خانوادگی ناشی از عدم آزادی زن و عدم تساوی حقوق او با

مرد است و با تأمین این جهت , مشکلات خانوادگی یک جا حل می شود .

 ما می گوییم: اساس و مبنای حقوق طبیعی و فطری خود طبیعت است . یعنی اگر انسان از حقوق

خاصی برخوردار است که موجودات دیگراز آنها بی بهره اند، ریشه اش طبیعت و خلقت و آفرینش است , و

اگر انسانها همه در حقوق طبیعی مساوی هستند و همه باید آزاد زیست کنند، فرمانی است که در متن

خلقت صادر شده است, دلیلی غیر از آن ندارد , دانشمندان طرفدار تساوی و آزادی به عنوان حقوق

فطری انسانها نیز دلیلی جز این نداشتند . طبعا در مسأله اساسی نظام خانوادگی نیز مرجع و مأخذی

جز طبیعت نیست . این نهضتهای در زمینه تساوی و آزادی همه معجزه ها را از معنی این دو کلمه

خواستند . غافل از اینکه تساوی و آزادی مربوط است به رابطه بشرها با یکدیگر از آن جهت که بشرند , و

به قول طلاب تساوی و آزادی حق انسان بماهو انسان است زن از آن جهت که انسان است مانند هر

انسان دیگر آزاد آفریده شده است و از حقوق مساوی بهره مند است , ولی زن انسانی است با

چگونگیهای خاص و مرد انسانی است با چگونگیهای دیگر , زن و مرد در انسانیت برابرند ولی دو گونه

انسانند , با دو گونه خصلتها و دو گونه روانشناسی .و این اختلاف ناشی از عوامل جغرافیائی و یا تاریخی

و اجتماعی نیست , بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده . در این نهضت به این نکته توجه نشد که

مسائل دیگری هم غیر از تساوی و آزادی هست . تساوی و آزادی شرط لازم اند نه شرط کافی . تساوی

حقوق یک مطلب است و تشابه حقوق مطلب دیگر . در این نهضت عمدا یا سهوا تساوی به جای تشابه

به کار رفت و برابری با همانندی یکی شمرده شد ، کیفیت تحت الشعاع کمیت قرار گرفت. انسان بودن

زن موجب فراموشی زن بودن وی گردید . در حقیقت ، بدبختیهای قدیم زن غالبا معلول این جهت بود که

انسان بودن زن به فراموشی سپرده شده بود و بدبختیهای جدید از آن استکه عمدا یا سهوا زن بودن زن

و موقع طبیعی و فطریش , رسالتش , مدارش , تقاضاهای غریزیش , استعدادهای ویژه اش , به

فراموشی سپرده شده است .

دم توجه به وضع طبیعی و فطری زن بیشتر موجب پایمال شدن حقوق او می گردد . در نظر گرفتن وضع

طبیعی و فطری هر یک از زن و مرد , با توجه به تساوی آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها , زن

را در وضع بسیار مناسبی قرار می دهد که نه شخصش کوبیده شود و نه شخصیتش . زن و مرد دو

ستاره اند در دو مدار مختلف , هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت نماید . « لا الشمس ینبغی

لها ان تدرک ّ القمر و لا اللیل سابق النهار و کل فی فلک یسبحون » شرط اصلی سعادت هر یک از زن و

مرد و در حقیقت , جامعه بشری , اینست که دو جنس هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه دهند .

قرآن کریم , به اتفاق دوست و دشمن , احیا کننده حقوق زن است. ولی قرآن هرگز به نام احیای زن به

عنوان انسان و شریک مرد در انسانیت و حقوق انسانی , زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشی

نسپرد . به عبارت دیگر , قرآن زن را همانگونه دید که در طبیعت هست . از اینرو هماهنگی کامل میان

فرمانهای قرآن و فرمانهای طبیعت برقرار است . زن در قرآن همان زن در طبیعت است . این دو کتاب بزرگ

الهی یکی تکوینی و دیگری تدوینی با یکدیگر منطبقند . 

     منبع : http://daneshnameh.roshd.ir

[ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 9:10 ] [ علی قلندری ]

ثالثاً: رعایت حجاب و پوشش اسلامی، نه تنها مانع حضور زنان در صحنه های سیاسی و اجتماعی 

نمی باشد بلکه بر عکس، تشریع حکم حجاب از سوی شارع مقدس، در حقیقت مجوز حضور زنان در

صحنه های اجتماعی به حساب می آید، والا نشستن در منزل وماندن در کنار اعضای خانواده، رعایت

نوع حجاب مورد نظر را نمی خواهد تا درباره آن حکمی صادر شود لذا صدور حکم پوشش اسلامی از

سوی شرع مقدس بهترین دلیل بر این مطلب است که دین مبین اسلام نه تنها با فعالیت های اجتماعی

و فرهنگی زنان مخالف نیست بلکه خود زمینه حضور آنان را در فعالیت های اجتماعی فراهم کرده است.

منتهی شرط حضور در اجتماع و فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به خصوص برای قشر خانم

ها، ایجاد امنیت لازم در جامعه خواهد بود و از جمله عوامل بسیار مهم و اساسی که در جهت آرامش و

آسایش فرد و خانواده و امنیت در اجتماع، نقش ایفاد می کند، داشتن حجب و حیا، رعایت اصول و ارزش

های دینی و مذهبی از جمله رعایت حجاب و پوشش اسلامی توسط زنان و مردان مؤمن و متدین خواهد

بود. اگر به آیات شریفه قرآن کریم و احادیث معصومین در ارتباط با پوشش اسلامی دقت کرده و اشارت

ظریف و لطیف آن، مورد ارزیابی قرارگیرد. این اصل و استنباط به دست خواهد آمد که حجاب، محدودیت

نیست بلکه مصونیت است. مصونیتی که فرآیند و محصول مبارک آن، سلامت، بهداشت و آرامش افراد

خانواده ها و امنیت در جامعه خواهد بود.

قرآن کریم، زنان و مردان مؤمن را مورد خطاب قرار داده و به آنان دستور می دهد: «چشم چرانی نکنید

دامن های خود را آلوه نساخته و حفظش کنید»   به زنان تأکید بیشتری نموده می گوید: «حجاب و

پوشش اسلامی را رعایت کرده، زینت های خود را آشکار نسازید... و در نشست و برخاست هم به گونه

ای عمل نمائید که متوجه زیورآلات شما نشوند.»   و در صحبت ها و مکالمات روزمره نیز با ناز و کرشمه،

صحبت نکرده، ادا و اطوار زنانه که آتش شهوت را شعله ور سازد، از خود نشان ندهند.»   «و مانند زنان

نیمه عریان دوران جاهلیت، تبرج نکرده و با خودنمایی و خودآرایی و لباس های نازک و بدن نما   از خانه

خارج نشوید»   

همه این دستورات برای آن است که رعایت آن، علاوه بر اسقاط تکلیف و امتثال اوامر الهی، سلامت و

بهداشت روحی و روانی و آرامش و امنیت فردی و اجتماعی را به دنبال دارد و تخلف و سرپیچی از آن،

یعنی چشم چرانی، آلوده کردن دامن، آشکار ساختن زینت و زیورآلات، صحبت کردن با ناز و کرشمه و

لهجه های مخصوص و مهیج و پوشیدن لباس های نازک و بدن نما، هر کدام به نوبه خود، باعث فساد،

عیاشی، تجاوزگری و اضطراب و ناامنی می شود و جامعه را به هرج و مرج می کشاند. در احادیث نورانی

که از معصومین نقل شده است، نگاه کردن به نامحرم و چشم چرانی، به عنوان تیر زهرآلود شیطانی،

معرفی شده است، لذا امام صادق(ع) می فرماید: «نگاه (و چشم چرانی) تیری از تیرهای مسموم

شیطان است.»    در حدیث دیگری بازهم از امام صادق(ع) می خوانیم «نگاه کردن تیر زهرآلودی از ناحیه

شیطان است چه بسیار نگاه هایی که بعدها، حسرت و تأسف طولانی را به دنبال خواهد داشت.»   

امام علی(ع) نیز می فرماید:«کسی که نگاهی را رها سازد، حسرت و تأسف او زیاد می شود»    در

جای دیگری می فرماید: «چه بسیار نگاه هایی که آه و حسرت به دنبال دارد.»    و در جملات دیگری آن

امام همام می فرماید: «نگاه و چشم چرانی، پیشاهنگ تمام فتنه هاست»  «چشم ها دام های

شیطان هستند.»   و «چشم راهبر دل است»    

به قول شاعر:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نوکش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

در واقع، نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرایند و محصولی

جز فحشا، سیاهی دل؛ مشکلات و نارسایی هایی اجتماعی، نخواهد داشت. چشم چرانی دام

شیطانی، بذر شهوت و رویشگاه فسق و فجور است که دل را می لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و

باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه می شود.

لذا چشم چرانی، این تیر مسموم و زهرآلود شیطانی اگر بدون قید و بند، رها شود یقیناً سلامت و امنیت

طرفین را به خطر می اندازد، جوان و نوجوانی که به کوچه و خیابان راه می افتد اگر دستور اسلام را

رعایت نکرده و نگاهش را کوتاه نکند و از طرف دیگر، کسانی که باید حجاب و پوشش اسلامی را رعایت

کنند، رعایت نکنند، چشم جوان به صحنه های شهوت انگیز خواهد افتاد، و نیروی قدرتمند شهوت به

جوشش و غلیان آمده و تحریک خواهد شد، درچنین شرایط حساس و خطرناکی، این جوان، یا باید به

عیاشی، فساد و تجاوزگری روی آورد و به خواسته های قوه شهوانی جواب مثبت دهد، امنیت خود و

دیگران را به خطر اندازد، و یا با تخیل و تصور، با حالت افسرده و پریشان، زندگی بیمار گونه خود را ادامه

داده آسایش و آرامش خانواده را برهم زند. آنچه از مجموع آیات، روایات و تجربیات کارشناسان به دست

می آید این است که: چشم چرانی های هوس آلود بدحجابی و بی حجابی زنان و دختران بی بند و بار از

جمله عوامل مؤثر در ایجاد اضطراب ونگرانی افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامنی در جامعه به حساب

می آید. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش های اسلامی از جمله حجاب و پوشش اسلامی، رعایت شود از

چشم چرانی و نگاه های آلوده جلوگیری به عمل آید وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و

مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعایت کنند یقیناً زمینه های فساد زدوده شده دام های

شیاطین برچیده خواهد شد، آرامش روحی و روانی برای افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنیت در جامعه

پدید خواهد آمد. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام می گیرد.»   و

نعمتی بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. این موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلی

پیدا کند، جامعه نیز به طبع اعضا و افراد خود، دارای امنیت و آرامش خواهد شد.

در ارتباط با شأن نزول آیات    به بعد از سوره نور، تفاسیر شیعه وسنی نقل کرده اند که: «روزی در هوای

گرم مدینه، زن جوانی در حالی که روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پیدا

بود، از کوچه ای عبور می کرد، مرد جوانی از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که

از خود و اطرافش غافل گردید و به دنبال آن زن حرکت نموده تا این که صورتش به شی ای اصابت کرد و

مجروح گردید، هنگامی که به خود آمد، خدمت پیامبر(ص) رفت و جریان را برای او بیان داشت، این جا بود

که آیات سوره مبارکه نور نازل گردید  .

در آیات شریفه سوره نور، از یک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور می دهد که

نگاه های خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خیره نشوند و از فساد و آلودگی دوری کنند و از سوی دیگر به

خانم ها دستور می دهد پوشش مناسب را رعایت کرده و زیورآلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظیر

حادثه ای که آیه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نیفتد و جوانان از خود بی خود نشده و دنبال زنان

و دختران نامحرم راه نیفتاده امنیت و آرامش خود و دیگران را خدشه دار نسازند.

در سوره احزاب نیز در یک جا به خانم ها دستور می دهد: «در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز

و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباس های بدن نما، ظاهر

نشوید.»   چند آیه بعد می فرماید: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانید.»   تمام این برنامه و تأکیدها

برای آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفیف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذیت آنان را

فراهم نسازند  . و چشم طمع ندوزند. و در نتیجه امنیت و آرامش قشر خانم ها در سایه چادر و رعایت

ضوابط شریعت و پوشش اسلامی، تأمین شود.

[ جمعه 7 بهمن1390 ] [ 12:30 ] [ علی قلندری ]
این کتاب که به دلیل جاوا بودنش روی اکثر گوشی ها ی همراه قابل نصب است ، کتابی مفید و ...

 

 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 5 بهمن1390 ] [ 2:30 ] [ علی قلندری ]

از جمله مباحثی که همواره به عنوان یک موضوع بحث برانگیز و جنجالی، مطرح بوده

ذهن و ضمیر انسان ها و جوامع بشری را به خود معطوف و مشغول ساخته است، مقوله

 حجاب و تعیین حدود و ثغور آن، بوده است. عده ای رعایت حجاب و پوشش اسلامی را

 مانع حضور زنان در اجتماع تلقی کرده و مدعی هستند که رعایت حجاب برای خانم ها

 دست و پاگیر بوده و مانع فعالیت های آنها در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی

 می شود و از این ناحیه، آسیب های اقتصادی به جامعه و پیامدهای روحی و روانی برای

 خانم ها به ارمغان می آورد! برخی دیگر، قانون حجاب را مغایر اصل آزادی و دموکراسی

 معرفی نموده و با جدیت تمام با آن مخالفت می کنند و با کسانی که با میل و رغبت، حجاب

و پوشش شان را به عنوان یک وظیفه و تکلیف رعایت کرده و در اجتماع ظاهر می شوند با

 شدت برخورد کرده و از امتیازات اساسی و مهم اجتماعی مثل رفتن به مدرسه، دانشگاه

استخدام در ادارات دولتی و گرفتن گذرنامه و... محروم می کنند، آن هم در کشورهایی که

 خود را مهد فرهنگ و تمدن و پایه گذار دموکراسی معرفی کرده و از آزادی های فردی و

اجتماعی دم می زنند! عده ای قابل توجه نیز حجاب را به عنوان یک اصل و رعایت آن را

در جامعه لازم و ضروری دانسته و از آن دفاع و حمایت می کنند. هر یک از این گروه ها از

 راه و روش خاصی پیروی کرده و ضرورت رعایت حجاب را از منظرهای مختلفی بیان

داشته اند. برخی ضرورت رعایت حجاب را از منظر روان شناسی مطرح کرده و به بحث

 و ارزیابی آن پرداخته اند و با توجه به نیازهای روحی و روانی انسان، ضرورت رعایت

حجاب را برای رشد و ترقی و تمرین تعالی او، معرفی کرده اند.

برخی دیگر حجاب را به عنوان یک امر فطری، تلقی کرده و برای اثبات ادعای خود به

 شواهدی از اوستا، تلمود، تورات و انجیل تمسک نموده اند این دسته مدعی هستند

 که حجاب به عنوان یک اصل مشترک در تمام ادیان، جایگاه خاصی داشته و دارد .

دسته ای دیگر باتوجه به فرهنگ مبتذل غرب و رواج برهنگی و آسیب های فراوان

و پیامدهای منفی آن «که از این رهگذر متوجه قشر حساس خانم ها شده، آمار و ارقام

 به خوبی آن را نشان داده و حکایت می کند» به ضرورت رعایت حجاب استدلال کرده و آن

 را حریم امن برای خانم ها و رشد و سلامت خانواده و اجتماع دیده اند و معرفی کرده اند.»

عده ای دیگر حجاب را به عنوان تکلیفی الهی تلقی کرده و در انجام رعایت آن، مثل سایر

واجبات الهی، خود و دیگران را ملزم می دانند و در انجام تکلیف و پوشش اسلامی از

 سرزنش و ملامت ملامتگران و  توهین و تحقیر این و آن، افسرده و عصبانی نمی شوند

 بلکه آن را به عنوان تکلیف الهی که باعث عفاف و پاکدامنی افراد و بهداشت و سلامت خانواده

 و اجتماع شده و رشد، ترقی و کمال آنان را به همراه دارد با عشق و علاقه رعایت می کنند و

 رعایت آن را به دیگران نیز توصیه نموده و به انجام آن تشویق و ترغیب می نمایند.

البته طرح و دسته بندی نظریات به معنای مخالفت آنها با یکدیگر نیست به گونه ای که قابل

 جمع نباشد. بلکه می توان گفت: رعایت حجاب را همه قبول دارند منتهی هر دسته از

زاویه ای خاص بر ضرورت آن استدلال کرده اند. در این میان اگر آیات شریفه قرآن کریم در

ارتباط با مقوله حجاب را ارزیابی کنیم متوجه خواهیم شد که مسئله حجاب و پوشش

که به عنوان یک پدیده بحث برانگیز و جنجالی در دنیای امروزی مطرح است امر جدید و

نوظهوری نیست که با آمدن دین مبین اسلام، تشریع شده باشد، بلکه اگر نگوییم این

مسئله ریشه در فطرت انسان دارد، لااقل می توان ادعا کرد که همراه با خلقت انسان

حتی قبل از هبوطش در عالم خاکی، مطرح بوده است، هنگامی که آدم ابوالبشر و

همسرش حوا، توسط دشمن قسم خورده ای به نام ابلیس، وسوسه شده و به منطقه

 ممنوعه نزدیک، و از حد و مرز تعیین شده تجاوز می نمایند، یک باره خود را عریان و

برهنه احساس می کنند، سراسیمه این طرف و آن طرف، دنبال پناهگاهی می روند و

 بالاخره قسمت هایی از بدن خود را با برگ درختان می پوشانند «هنگامی که از آن درخت

چشیدند، عورت شان نمایان شد و آن دو برای پوشاندن عورت خود، به برگ درخت روی آوردند.»

بنابراین مسئله حجاب، ریشه در تاریخ انسان داشته، همراه و همزاد او از ابتدا تا حال و تا

 امتداد تاریخ، بوده و خواهد بود.

در این نوشته بر آنیم تا اهمیت مسئله حجاب و رعایت پوشش اسلامی را از زاویه دیگری

 ارزیابی نموده و نکاتی را یادآور شویم. چنانچه در ابتدا ذکر شد برخی مدعی هستند:

 رعایت حجاب و پوشش اسلامی، مانع حضور زنان در اجتماع بوده و فعالیت های سیاسی

فرهنگی و اجتماعی آنان را محدود می سازد. در جواب باید گفت: اولاً: ادعای ذکر شده، فریب

 و نیرنگی بیش نیست و این نیرنگ هم از سوی کسانی مطرح می شود که از یک طرف حضور

زنان را در مجامع عمومی و خصوصی برای تلذذ، عیاشی و خوشگذرانی می خواهند و از

سوی دیگر، به خاطر خصومت و دشمنی که با اسلام و پیروان آن دارند، برای مخدوش ساختن

 چهره و حیثیت آن، از هر وسیله و ابزاری استفاده می کنند. از جمله ابزار و وسایلی که برای

 رسیدن به اهداف شوم و استعماری خود، بهره برداری می کنند این است که ارزش های

 اسلامی را به عنوان قوانین دست و پاگیر، غیرکارآمد و ارتجاعی، معرفی کرده و به خورد

 جامعه و مردم می دهند. متن ذیل را که گوینده آن یکی از مزدوران انگلیسی است به

 عنوان نمونه مرور می کنیم: «در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به

عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر، مشتاق شوند، باید به استناد

 شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس، متداول شده و

 مطلقاً سنت اسلام نیست. مردم همسران پیامبر را بدون حجاب می دیدند و زنان صدر

 اسلام در تمام شئون زندگی، دوش به دوش مردان فعالیت داشته اند پس از آن که

 حجاب زن، با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را

 به عشق بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان غیر مسلمان کشانده و زنان کاملاً

بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آن تقلید کنند.»

ثانیاً: اگر به تاریخ اسلام نگاه منصفانه داشته باشیم متوجه خواهیم شد که فراوان

بوده اند زنان مؤمن متدین و پاکدامنی که با رعایت حجاب و پوشش اسلامی در کنار

 مردان مؤمن و مسلمان در صحنه های سیاسی، فرهنگی و حتی نظامی، حضور

داشته و فعالیت نموده در شرایط فعلی زنان مسلمان در جاهای مختلف از جمله

زنان ایرانی با رعایت حجاب و پوشش اسلامی در کنار سایر اقشار جامعه، در

پست ها ی گوناگون، مشغول تلاش و فعالیت هستند، رعایت حجاب را

نه تنها مانع فعالیت های اجتماعی خود نمی بینند بلکه آن را به عنوان سد محکم

 و دژ نفوذناپذیری می دانند که گوهرگران سنگ عفاف و حریم حرمت شان را در برابر

 تیرهای زهرآلود هوسبازان شرور و خدانشناس حفاظت می نماید.

[ سه شنبه 4 بهمن1390 ] [ 14:30 ] [ علی قلندری ]
این کتاب جالب و پرمحتوا که با فرمت جاوا تهیه شده و نوشته آقای میرغفوری است ...

 

 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 بهمن1390 ] [ 2:25 ] [ علی قلندری ]

نصیحت گوش دار ای زن اگر دارای دانایی
بنای وهم بر هم زن اگر جویای فتوایی


                                                        چو غنچه رخ بپوش از چشم طماع هوسرانان
                                                       و گر نه جز صباحی چند نباشی در فرح زائی


که تا مهتاب زیبا رخ نپوشد پرده ی شب را
کجا در صبح پیروزی ببیند روز پیدایی

                                                        چو از دروازه ی عصمت،برون رفتی خطا کردی
                                                        صباحی حور و شیدائی سپس مبغوض و تنهایی


چراغ روز فردایت، حجاب خوب امروزست
نهایت چادر شب را سحرگاهی است مینایی

                                                       تو رمز خلقتی ای زن، تو محبوب خداوندی
                                                       دل مردان حریم اوست، رها کن این خود آرایی

[ یکشنبه 2 بهمن1390 ] [ 8:40 ] [ علی قلندری ]

حج، جهاد و حجاب ، احکام اجتماعی اسلام است که فراتر از عبادات فردی بین خود و خدا، تأثیری

اجتماعی و همگانی دارد، از این رو همیشه با مخالفتهای مختلفی روبرو بوده است. اگر در قلب اروپای به

اصطلاح متمدن و در کشور فرانسه با جامعه ی مدنی(!) چنددختر نوجوان با پارچه ای چند سانتی که بر

سر دارند و به دانشگاه یا مدرسه می روند، دولت این کشور را وادار به تشکیل جلسه ی فوق العاده کرده

و سر انجام تصمیم به ممنوعیت حجاب می گیرند. از آن روست که حجاب فراتر از پارچه و پوشش، بیرقی

برافراشته در ( اعلام علنی عقائد)، (رشد اسلام خواهی در اروپا) و( استقلال شخصیت در گزینش نجابت

و پاکی) است.و این رخداد خجسته، زنگ خطری است برای سران استکبار و بیانگر بیداری و پایداری توده

ها به ویژه قشر جوان و تحصیل کرده نسبت به ارزشهای انسانی است، گر چه تحمل آن برای

استعمارگران شیطان صفت که وظیفه ای برای خود غیر از مشغول ساختن مردم به خورد و خوراک و

خواب و شهوت نمی بینند، بسیار سخت و ناگوار است.بدون شک آنان به برخوردهای سخت اقرارانه ی

این چنینی بسنده نکرده بلکه شیوه ی نرم افزاری یعنی تغییر اندیشه ی توده ها را در دستور کار خود

قرار داده اند و آن تردید، تضعیف و تحقیر ، ارزشهای دینی ودلبستگی های مذهبی است.از این رو

پوشش مذهبی را مانع ورود به دروازه ی تمدن و بشریت معرفی می کنند و افراد جاهل یا غافل را وادار به

بیان انجام رفراندوم برای حجاب در کشور می نمایند. رنگ سیاه چادر را همچون حفره تاریکی دانسته که

تمام رنگهای جهان را می بلعد و اکثر عقب افتادگی ها و اغلب پشت کنکور ماندن دختران را به همین

دلیل مربوط می دانند!نیمه برهنه بودن و آرایش های افراطی را سبب شخصیت و شادی و یا سربلندی در

عرصه ها ی مختلف اجتماعی ترسیم می کنند اما زنان پوشیده در فیلم را افرادی مستمند و محتاج،

درگیر با همه ی معضلات، افسرده و بی پناه می دانند و به تصویر می کشانند.در برخی فیلم ها، چادر را

برای رفتن به زندان وملاقات با عزیزان در محیطی غمزده و اندوه بار به کار می گیرند و یا برای رفتن به

قبرستان و زیارت قبور مردگان! آن هم چادری به ظاهر پوشیده و با کمی دقت و بدون هرگونه

پوشیدگی.غریبان که از نقش مؤثر زن در نظام اجتماعی مشرق زمین با خبرند، به خوبی می دانند که در

خیزش ها و نهضتهای دویست سال گذشته، زنان مهم ترین عامل تحریک توده ای مردان بوده اند. بازنگری

و بازکاوی برگهای تاریخ، گواه آن خواهد بود که انقلاب اسلامی نیز بدون حضور زنان و دختران مسلمان تا

این اندازه موفقیت را نصیب خود نمی ساخت. آنها خوب می دانند که برای هموار ساختن مسیر و

سرعت بخششیدن حضور دنیای غرب در سرزمین کهن شرق به ویژه کشورهای اسلامی، راهی نیست

جز آنکه بنیان اصلی نظام خانواده یعنی زن تغییر یابد، آن هم بر اساس مدلی که از آن سوی آب ها

عرضه می شود.وقتی (کاندولیزارایس) مشاور امنیتی جرج بوش در سفر به خاورمیانه اظهار داشت در

صورتی حکومتهای دموکراتیک در جهان عرب و خاورمیان شکل خواهد گرفت که زنان و دختران به آزادی

های خود برسند، معلوم ساخت که از چه رو چشمان دنیای غرب، به سوی دوشیزگان مشرق زمین چیره

شده است. (مستفر) در خاطرات خود می گوید: در کتابی به نام( کیف نحطم الاسلام )یعنی چگونه

اسلام را نابود کنیم، پیرامون زنان و حجاب چنین آمده بود که:( باید زنان مسلمان را فریب داده، از زیر

چادر و عبا بیرون کشید. با این بیان که حجاب یک عادت است از خلفای بنی عباس (به جا مانده) و یک

برنامه ی اسلامی نیست و لذا مردم، زنان پیامبر را می دیدند و زنان صدر اسلام در هر کاری با مردان

شرکت می کردند. پس از آن که زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که به دنبال

آن بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است، اول زنان غیر

مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.) یکی از جاسوسان انگلیسی به نام

( مستر همفر) که در دوره ی ناصرالدین شاه مرتبط با همین موضوع در ایران فعالیت می کرد در گزارشی

به اربابان خود چنین می نویسد:

(در مسأله ی بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی

و رها کردن چادر مشتاق شوند، باید با استفاده ی شواهد و دلایل تاریخی اثبات کنیم که پوشیدگی زن

از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نیست، مردم همسران پیامبر را بدون حجاب می

دیده اند، و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی دوش به دوش مردان فعالیت داشته اند. پس از آنکه

حجاب با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه ی مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط

نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند...) و اکنون هم

این مبارزات در گسترده ترین شکل خود در جوامع اسلامی و حتی ایران با سوء استفاده از موقعیت

بسیاری از روشنفکران و مسئولین کج فهم داخلی انجام می گیرد، و این فعالیتهای زیر زمینی و مدرن

علیه حجاب و عفت اسلامی روز به روز در انواع برنامه ها و سیاستها و گفتارهای برخی از نهادها و

مسئولین و صاحبان گفتار و قلم، مخصوصاً در انواع برنامه ها و ترویجات رسانه های گروهی ما مثل

تلویزیون، سینما، ادارات، دانشگاه ها و ... چهره ی آشکارتری به خود می گیرند و همه ی اینها، علاوه بر

تبلیغات منفی و مستقیم دیگر آنها هستند که از طریق شبکه های غیر قانونی و اینترنت و ... بر پیکره ی

فرهنگ اسلامی تحمیل می کنند.

[ شنبه 1 بهمن1390 ] [ 8:15 ] [ علی قلندری ]

 1 - موفقیت های معنوی :

حجاب بالهای پرواز فرشته های زمین است. زن پوشیده از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین

 احکام دین و خواسته های نفس به احکام دین رو کرده است.چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او

حال و هوای دیگری می بخشد و به پوشش او معنا می دهد و آن را عملی منطقی ، خداپسندانه و در

راستای حرکتهای تکاملی او قرار می دهد که به زیبایی های درونی او تجلی بخشیده است امام باقر

(علیه السلام )فرموده است:خداوند عزوجل فرمود: به عزت و جلال وعظمت و بزرگی و بلندی مقامم

سوگند که بنده ی مؤمنی مرا در امری از دنیا بر هوای خود بر نمی گزیند مگر اینکه او را غنی کرده و هوای

او را در جهت آخرتش قرار می دهم و آسمانها و زمین را عهده دار روزیش می گردانم. پوشیدگی زن

تجسم تواضع او در برابر احکام خداوند است و خدا افراد متواضع را دوست دارد و البته از رحمت خود بهره

 مند می سازد.پوشیدگی زن نمود بارز تقوای اوست و او را از آثار تقوا بر خوردار می سازد.قرآن کریم

فرموده است:( یا أیها الذین آمنوا إن تتقوا الله یجعل لکن فرقاناً و یکفر عنکم سیئاتکم و یغفرلکم و الله

ذوالفضل العظیم.) ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خداترس و باتقوا باشید خدا برای شما تشخیص (حق

از باطل و راه سعادت از شقاوت) را قرار می دهد و گناهان شما را می زداید و شما را می آمرزد و خداوند

دارای فضل و رحمتی بزرگ است.وقتی زن تقوای جنسی را مراعات کند و خود را از نامحرم بپوشاند وعده

های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است در باره ی او محقق می گردد: از تشخیص حق و باطل

برخوردار می شود و راه سعادت و بدبختی را در زندگی می شناسد و گناهانش مورد آمرزش قرار      

می گیرد.بانو س. 1 مدرس دانشگاه که به پوشش دینی تشرف یافته است می گوید:( هر چه در تکمیل

حجاب پیش می رفتم برای انجام سایر وظایف و قدم برداشتن در راه دین نیرویم بیشتر می شد. لذا با

حجاب گرفتن و تکمیل آن ، توفیقات خداوندی شامل حالم می شد. گویی راه صاف شده بود. نماز و روزه و

سایر وظایف حلاوت و شیرینی پیدا کرده، حقایق علوم را به راحتی می یافتم. تا آنکه ظاهراً دنبال آنها

می گشتم ولی آن سعی ناچیز کجا و آن همه نتایج کجا! ( یعنی با اندک تلاش بیشترین سهم در درک

علوم و حقایق نصیبم می شد) تا اینکه چادر پوشیدم. این پوشش بعد از یقین به بر حق بودنش، همه  

آثار مفید ذکر شده را در حد کمال خود داشت و امنیت و راحتی را واقعاً حس می کردم.)

نکته :

ای ساکن دیار حجب و حیا! چه عارفانه به میدان آمده ای! پوشش دینی تو پاکان روزگار را به شوق آورده

است چرا که این پوشش از زره جنگاوران میدان رزم بسی والاتر است که آن زره میدان جهاد اصغر است و

حجاب تو زره ی میدان جهاد اکبر.

 

2 - احترام :

فرشته های حجاب افتخار جامعه اند. اصولاً غلبه بر هواهای نفسانی و گذشت از لذتهای حرام به انسان

هیبت و وقار می بخشد.حجاب زن جهاد اکبر اوست که در ورای آن نفس اماره به زانو در آمده است. از این

رو پوشیدگی زن از بعد عرفانی بلندی برخوردار است.این حقیقت را همه می دانند و حتی دانشمندان

غیر مسلمان به آن اذعان کرده اند که حجاب به زن هیبت و وقار می بخشد و او را شایسته ی احترام

دیگران می سازد.زنان خودنما مطلوبیت جنسی دارند اما محبوبیت ارزشی از آن زنان پوشیده است به

طور کلی نوع نگاه، گفتار و برخورد مردان با زنان از دو ماهیت متفاوت برخوردار است. برخورد با زنانی که

از جلوه گری یا پوشش ناقصی برخوردارند، برخوردی شهوی، تفریحی و ظاهری است، اما برخورد با زنان

پوشیده برخوردی همراه با احترام و تکریمی قلبی است.اصولاً مردها قدرت ادامه نگاه به چهره ی زنان

پوشیده را ندارند چه این که حجاب اسلامی نگاه شکن است و سر به زیری مرد در هنگام سخن گفتن با

زنان خود نوعی تکریم و احترام به آنهاست. نوع پوشش زن معرف شخصیت عفیف یا هوس انگیز اوست

که به موضعگیری مرد در برابر او تعیّن می بخشد.

نکته :

ای ساکن وادی عشق که خدا را معشوق خود ساخته ای! دانسته بودم که عاشق، انتخابهایش را به

معشوق وا می گذارد و دیدم که خلعت زیبای حجابت به انتخاب معشوق تو بوده است. پس مبارک باد که

حجاب اسلامی لباس عشق به خداست.

 

3 -  مصونیت و آرامش زن :

زنی که دیده نشود مورد طمع قرار نمی گیرد. انسان در پناه محافظ، احساس آرامش بیشتری دارد و در

صورت پیش آمدهای احتمالی از مصونیت آن برخوردار است. پوشش دینی نیز نگهبان زن از نگاه های

آلوده و آسیب های احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می بخشد. و هر چه این پوشش کامل تر

گردد در صد امنیت و حفاظت بالاتر می رود.خانم ق.ز از دانشجویان تهران در ضمن مطالبی درباره ی

حجاب می گوید: ( اگر ما حجاب را برای مصونیت خود بر می گزینیم ، چه بهتر که حجاب کامل تر را

برگزینیم تا مصونیت بیشتری داشته باشیم.)

نکته :

ای ملکه ی عفاف که بر سر، تاج حجاب نهاده ای! بر خود ببال که به این وادی پا نهاده ای چرا که حجاب

زن، مهد آرامش اوست که چون حصاری بلند از گلستان زیبایی های جسم و جانش حفاظت می کند.

 

4 -  سلامت و زیبایی :

حجاب اسلامی تجلی زیبایی های معنوی زن است که حسن انتخاب او را به نمایش در آورده است. بدون

شک حجاب دینی، زن را از آفات و بیماری های بسیاری بیمه می کند و می تواند طراوت و جمال او را

پایدار سازدو زحمت حجاب حق بیمه ای است که زن برای حفظ آرامش و سلامت خود می پردازد. زیرا

حجاب پرده ای است که از ورود تیرهای نگاه، سخنان بیهوده و مشکلات دیگر به درون محیط امن او

جلوگیری می کند. زن بی حجاب آسیب پذیر است وقتی زن از حجاب دینی خود خارج گردد آفات فراوانی

سلامت او را از بین می برند. چه اینکه غنچه ای که از کاسبرگ بیرون آید یا تخم مرغ که از پوسته خود

خارج شود یا میوه ای که پوست آن کنده شود و گرد و غبار فضا بر آن می نشیند و جریان هوا و آلودگی

های دیگر آنها را پژمرده و فاسد می کند. اما حجاب مانع جریان هوای نفس و نگاه های آلوده و میکروبهای

فساد به حریم پاک زن است و زیبایی و ظرافت های جسمانی او را از گزند آفتاب، سرماو آلودگی های

جوی حفظ می کند.  امیرالمؤمنین( علیه السلام) فرموده است:( حجاب، زن ها را پاینده تر ، سالم تر و

پاکیزه تر نگاه می دارد).

نکته :

ای گلبن بوستان عفاف که شاخه های وجودت را در برگهای سبز حجاب پوشانده ای! چه زیبا به برگهای

حجابت رو گرفته ای. هر برگ سبز پوشش دینی ات شاخه های وجود تو را از آزار رهگذر بیمه کرده است و

طراوات و جمالت را پایدارتر ساخته است.

 

5 -  مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب :

زن پوشیده به نوعی محرومیت را به استعمار گران تحمیل می کند، غرب که خود در آتش فساد و تباهی

می سوزد و می رود تا به انهدام کامل برسد، سعی جدی در به تباهی کشیدن بشر دارد تا همانند

غریقی دیگران را با خود همراه سازد و به اهداف شوم استعماری خود نیز دست یابد.حجاب ستیزی از

اهداف مهم تهاجم فرهنگی غرب است. پوشش دینی همواره مورد هدف تیرهای زهر آگین فرهنگی

دشمنان اسلام بوده است. آنها همواره در برداشتن خاکریز بزرگ حجاب جدیت کامل داشته اند زیرا

پوشش دینی سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی غرب است که آنها را از نیل به مطامع فرهنگی و

اقتصادی خود ممنوع می سازد. اگر قلعه مستحکم حجاب زن مسلمان منع شود راه بردگی جامعه

اسلامی هموار می گردد. زنان پوشیده هرگز خود را پایگاه استعمار نمی کنند بلکه به عنوان نیروهای

مسلح فرهنگی سدی مستحکم دربرابرآنان پدید می آورند به گونه ای که می توان گفت پوشش دینی

پادزهر تهاجم فرهنگی غرب است. پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی که در سال 1357 تحقق یافت

مرهون حرکت گسترده تر زنانی بود که با برخورداری از پوشش اسلامی به ویژه چادرهای مشکی که

چون زره ای محکم بر تن کرده بودند به میدان مبارزه آمده بودند در این تظاهرات میلیونی یک زن بی

حجاب به چشم دیده نمی شد.

نکته :

حجاب اسلامی حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنه اش در بیم و هراس

است چرا که پوشش دینی آئینه ی تمام نمای عصیان و تسلیم است!

 

6 - کاهش مفاسد :

پوشیدگی زن همواره خاکریز بزرگی در برابر موج وسوسه ها و کجروی ها بوده است. مقایسه آمار و

جنایات جنسی در فصل تابستان و زمستان و جوامع غربی و اسلامی که زنان از پوشیدگی بیشتری

برخوردارند نشان می دهد که پوشیدگی زنان نقش مؤثری در کاهش مفاسد اجتماعی دارد. زیرا بسیاری

از مفاسد اجتماعی به شهوات جنسی مربوط می شود که با پوشیدگی زن زمینه آنها از بین می رود.

وقتی چشم ها نبیند و دلها نخواهند، تحریکات جنسی، هیجانات و عشق های کاذب نیز از میان می

روند و سلامت اخلاقی بر اجتماع حاکمیت می یابد. زن و مرد همانند دو سیم برق می مانند که نبود

عایق در بین آنها سبب بروز آتش سوزیهای اخلاقی می گردد و آتش آن بسیاری از ارزشها را محو می

گرداند و حجاب عایقی است که از این جاذبه ها و آتش سوزی ها پیشگیری می کند.

نکته :

زن ناگریز از انتخاب یکی از دو حجاب جسم و جان خویش است، یا حجاب جسم را بر می گزیند تا مرغ

روحش از قفس تاریک حجابهای نفسانی رهائی یابد و یا حجاب تاریک جان را انتخاب می کند و جسم

خویش را از جامه تقوا رها می سازد و با این انتخاب سرنوشت ساز است که مرغ سعادت یا جغد

شقاوت بر بام جانش آشیانه می کند.

 

7 -  آرامش و امنیت مردان :

نفس آدمی دریائی از خواستنی هاست. زمانی که چیزی تمایل ندارد آرامش بر آن حاکمیت دارد و چون

به آن رغبت کند همانند دریا طوفانی می شود و تنها رسیدن به خواسته ی او می تواند جزرومد این

دریای طوفانی را آرام کند. مادامی که بانوان خود را به طور کامل از دید چشم های حریص مردان می

پوشانند دریای نفس آنها آرام است اما وقتی خود را به نمایش می گذارند چشم آنها می بیند و دل آنها

هوس می کند و آرامش درونی و امنیت آنها به هم می ریزد. و از این جا معلوم می گردد که زنان جلوه گر

چه اندازه در ایجاد اضطرابهای روحی و نابسامانی های درونی مردان جامعه نقش دارند.

نکته :

خواهرم! اقیانوس دل مردان ساحل ندارد و از ژرفای مهیب برخوردار است پس مبادا آن را به موج آوری که

دریا آرامی آن خطرها نهفته است پس با پوشیدگی خود آرامش مردان را پاس دار تا خود در آرامش

بمانی. و نیک بدان که چادر هر زن مؤمن پرچم امنیتی است که به دلهای اهل ایمان آرامش می بخشد و

چون جلوه گری کند وجود او به یک مرکز ناامنی در جامعه مبدل شود.

 

[ جمعه 30 دی1390 ] [ 18:20 ] [ علی قلندری ]

درباره وبلاگ

باسلام در مورد این وبلاگ فقط به یک

جمله ازشهیدی بسنده می کنم که

فرمودند: "خواهران عزيزم فقط به يك

وسيله مى‏توانيدشهيدان راه خدا را

ازخود راضى كنيد و آن حفظ حجاب و

تربيت فرزندانتان است."

شهيد رحيمى
آرشيو مطالب
امکانات وب


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

اوقات شرعی


Pichak go Up